نوبهار است در آن کوش که خوشدل باشی
که بسی گل بدمد باز و تو در گل باشی
من نگویم که کنون با که نشین و چه بنوش
که تو خود دانی اگر زیرک و عاقل باشی
چنگ در پرده همین میدهدت پند ولی
وعظت آن گاه کند سود که قابل باشی
در چمن هر ورقی دفتر حالی دگر است
حیف باشد که ز کار همه غافل باشی
نقد عمرت ببرد غصه دنیا به گزاف
گر شب و روز در این قصه مشکل باشی
گر چه راهیست پر از بیم ز ما تا بر دوست
رفتن آسان بود ار واقف منزل باشی
حافظا گر مدد از بخت بلندت باشد
صید آن شاهد مطبوع شمایل باشی
حافظ

اشعار زیبای نوروز
صبا به تهنیت پیر می فروش آمد
که موسم طرب و عیش و ناز و نوش آمد
هوا مسیح نفس گشت و باد نافه گشای
درخت سبز شد و مرغ در خروش آمد
تنور لاله چنان بر فروخت باد بهار
که غنچه غرق عرق گشت و گل بجوش آمد
به گوش هوش نیوش از من و به عشرت کوش
که این سخن سحر از هاتفم به گوش آمد
زفکر تفرقه باز آن تاشوی مجموع
به حکم آنکه جو شد اهرمن، سروش آمد
ز مرغ صبح ندانم که سوسن آزاد
چه گوش کرد که باده زبان خموش آمد
چه جای صحبت نامحرم است مجلس انس
سر پیاله بپوشان که خرقه پوش آمد
زخانقاه به میخانه می رود حافظ
مگر زمستی زهد ریا به هوش امد
حافظ

اشعار زیبای نوروز
خوش آمد گل وز آن خوشتر نباشد
که در دستت بجز ساغر نباشد
زمان خوشدلی دریاب و در یاب
که دایم در صدف گوهر نباشد
غنیمت دان و می خور در گلستان
که گل تا هفته دیگر نباشد
ایا پرلعل کرده جام زرین
ببخشا بر کسی کش زر نباشد
بیا ای شیخ و از خمخانه ما
شرابی خور که در کوثر نباشد
بشوی اوراق اگر همدرس مایی
که علم عشق در دفتر نباشد
ز من بنیوش و دل در شاهدی بند
که حسنش بسته زیور نباشد
شرابی بی خمارم بخش یا رب
که با وی هیچ درد سر نباشد
من از جان بنده سلطان اویسم
اگر چه یادش از چاکر نباشد
به تاج عالم آرایش که خورشید
چنین زیبنده افسر نباشد
کسی گیرد خطا بر نظم حافظ
که هیچش لطف در گوهر نباشد
حافظ
منبع:jomalatziba.blogfa.com
اسلام و نوروز
نوروز مورد تایید اسلام هم می باشد زیرا که ابعاد مثبت ان بسیار زیاد است
اسلام و نوروز
نوروز به عنوان یک جشن و عید باستانی تاریخی طولانی
دارد و مورد تایید اسلام هم می باشد، چرا که ابعاد مثبت آن زیاد است و اساس
آن توجه به خلقت و زایش جهان است.
به گزارش مجله شبانه باشگاه
خبرنگاران، نوروز بیشتر به عنوان یک سنت باستانی ایرانی شناخته می شود، اما
در اسلام هم مورد تایید قرار گرفته و روایت های زیادی در این باره وجود
دارد که به یک مورد آن اشاره می کنیم.
در کتاب آثارالباقیه آمده که
عبدالصمدبن علی روایت می کند: در نوروز جامی سیمین که پر از حلوا بود برای
پیامبر هدیه آوردند و آن حضرت پرسید که این چیست؟ گفتند امروز روز نوروز
است. پرسید که نوروز چیست؟ گفتند عید بزرگ ایرانیان است.
فرمود در
این روز بود که خدا عسکره را زنده کرد. پرسیدند عسکره چیست؟ فرمود عسکره
مردمی بودند که از ترس مرگ ترک دیار کرده و سر به بیابان نهادند و خداوند
به آنان گفت بمیرید و مردند.
سپس آنان را زنده کرد و ابرها را امر
فرمود که به آنان ببارد، از این روست که پاشیدن آب در این روز رسم شده است.
سپس از آن حلوا تناول کرد و جام را میان اصحاب خود قسمت کرده و گفت کاش هر
روزی بر ما نوروز بود.
در جلد چهاردهم بحارالانوارآمده که معلی بن
خنیس روایت می کند: روز نوروز به خدمت جعفر بن محمد صادق (ع) درآمدم گفت
آیا این روز را می شناسی؟ گفتم فدای تو گردم این نوروز روزی است که
ایرانیان آن را بزرگ می دارند و به یکدیگر هدیه می دهند. پس حضرت صادق (ع)
گفت سوگند به خداوند که این بزرگداشت نوروز به علت امری کهن است که برایت
بازگو می کنم تا آن را دریابی.
پس فرمود ای معلی! روز نوروز روزی
است که خداوند از بندگان پیمان گرفت که او را بپرستند و برای او شریک
نگیرند و به پیامبران و راهنمایان او بگروند و به پیشوایان دین ایمان
بیاورند. همان روزی است که آفتاب در آن طلوع کرد و بادها وزیدن گرفت و زمین
در آن شکوفا و درخشان شد. همان روزی است که پیامبر خدا (ص) امیرالمومنین
علی (ع) را بر دوش خود گرفت تا بت های قریش را از کعبه به زیر افکند و خرد
کرد، چنان که ابراهیم نیز چنین کرد.
همان روزی است که پیامبر (ص) به
یاران خود فرمود تا با علی (ص) به عنوان امیرالمومنین بیعت کنند. همان
روزی است که قائم آل محمد (ص) و اولیای امر در آن ظهور کنند. همان روزی است
که قائم بر دجال پیروز شود و او را بر دار می کشد و هیچ روز نوروزی نیست
که ما در آن منتظر گشایش و فرجی نباشیم، زیرا نوروز از روزهای ما و شیعیان
ماست.
بزرگداشت نوروز تا به امروز ادامه داشته و سفره هفت سین بدون قرآن مجید و تحویل سال بدون دعای "یا محول الحول و الاحوال" ممکن نیست.
مدت
برگزاری جشن هایی چون مهرگان، یلدا، سده و بسیاری دیگر معمولا یک روز یا
یک شب بیشتر نیست، ولی جشن نوروز که درباره اش جشن ها و آیین های نوروزی
گویاتر است، چرا که دستکم یک تا دو هفته ادامه دارد.
ابوریحان
بیرونی درباره مدت برگزاری جشن نوروز می نویسد: چون جم درگذشت پادشاهان همه
روزهای این ماه را عید گرفتند. عیدها را شش بخش نمودند : پنج روز نخست را
به پادشاهان اختصاص دادند، پنج روز دوم را به اشراف، پنج روز سوم را به
خادمان و کارکنان پادشاهی، پنج روزچها رم را به ندیمان و درباریان، پنج روز
پنجم را به توده مردم و پنجه ششم ره به برزگران.( آثار الباقیه)
فروردین
ماه که نخستین روز آن نوروز است نخستین روز سال است ونام پارسی آن بیان
کننده این معنی است و این روز با داخل شدن خورشید به برج سرطان برابر
زیجهای آن، هنگامی که سال را کبیسه می کردند برابر بود.سپس در روزهای بهار
این روز پس از افتادن از جای خود سرگردان شد و در جایی قرار گرفت که سال
همه ین احوال را از فروریختن باران و برآمدن شکوفه ها و برگ درآوردن درختان
تا هنگام رسیدن میوه ها بپیماید.
این بود که نوروز
را انگیزه پیدایش و آفرینش جهان دانستند و گفتند در این روز بود که خداوند
چرخ گردون (سپهر) را پس از آنکه مدتی بی جنبش بود به گردش درآورد. ستارگان
را پس ازچندی ایستادند و خورشید را آفرید.
منبع:yjc.ir